@قشر@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه قشر با قشر و پوست پوشاندن تومور سياه رنگ قشر عميق پوست ... که از دو قشر سلول تشکيل يافته قشر بندى قشر تشکيل دادن قشر خارجى دانه قشر زمين قشر ضخيمى از خاک رس قشر عنبر قشر ميانى غلاف ميوه ماده فعاله قشر غده فوق کليه ... هاى موجود در قشر زمين وابسته به قشر غده ى فوق کليه