@قصد@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه قصد از روى قصد از روى قصد و رضا با قصد قبلى به قصد غارت حمله کردن بى قصد داراى قصد درونى قصد پنهان قصد کردن قصد داشتن قصد سوء قصد قبلى قصد متقابل قصد مغاير ناشى از قصد خوب ... در شب به قصد ارتکاب جرم