@قضاوت@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه قضاوت کرسى قضاوت کسى که بر مسند قضاوت مى نشيند از پيش قضاوت کردن استادانه قضاوت کردن اشتباه در قضاوت بد قضاوت کردن بدون رسيدگى قضاوت کردن به غلط قضاوت کردن داراى قضاوت صحيح داراى قوه قضاوت سليم ... يا مسند قضاوت نشستن يا ... سخت گير در قضاوت قابل قضاوت قضاوت کردن قضاوت تبعيض آميز قضاوت صحيح قضاوت قبل از وقوع قضاوت منصفانه مقام يا مسند قضاوت هيئت قضاوت ... به قدرت قضاوت مادون کنسولى ... وابسته به قضاوت خيلى دقيق ...