@قضاوت@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه قضاوت کرسى قضاوت کسى که بر مسند قضاوت مى نشيند از پيش قضاوت کردن استادانه قضاوت کردن اشتباه در قضاوت بد قضاوت کردن بدون رسيدگى قضاوت کردن به غلط قضاوت کردن داراى قضاوت صحيح داراى قوه قضاوت سليم ... يا مسند قضاوت نشستن يا ... سخت گير در قضاوت قابل قضاوت قضاوت کردن قضاوت تبعيض آميز قضاوت صحيح قضاوت قبل از وقوع قضاوت منصفانه مقام يا مسند قضاوت هيئت قضاوت ... به قدرت قضاوت مادون کنسولى ... وابسته به قضاوت خيلى دقيق ...
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}