@قطب@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه قطب گردش به طرف قطب راست از قطب انداختن ... تجزيه کمى و کيفى قطب ... تراز نگاه داشتن قطب نما و چيزهاى ... ... نگاه داشتن قطب نماو چيزهاى ... ايجاد دو قطب ايجاد قطب الکتريکى در ... بدون قطب کردن به صورت قطب مثبت در آوردن توجه به قطب جاى قطب نما جعبه قطب نما خط عمودى بر روى صفحه قطب نما داراى دو قطب داراى قطب مغناطيسى يا الکتريکى داشتن دو قطب قطب پيل ولتا قطب الکتريکى قطب بين نور قطب جنوب قطب جنوبى قطب دار کردن قطب سنج نور قطب سنجى نور قطب شمال واژه هاى شامل قطب ـ (43) : 1 , 2