@قطع@3
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه قطع قطع ناگهانى سخن قطع ناوابستگى قطع نشده قطع نظر کردن قطع نظر از قطع همکارى و شرکت قطع و برداشتن ريه ... قيمت الوار قبل از قطع از درخت لوله قطع کن هر نوع وسيله قطع چيزى ... گر برش و قطع بخش هاى بيمارى ... واژه هاى شامل قطع ـ (61) : 1 , 2 , 3