@قطعات@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه قطعات پرشده يا مشخص با قطعات مختلف کتاب محتوى قطعات کوتاه ادبى بريدن به قطعات کوچک به قطعات تقسيم کردن به قطعات مستطيل تقسيم کردن تقسيم به قطعات ريز ... به صورت قطعات ريز درآوردن قطعات چوب که به مصرف ... قطعات کوچک مرمر يا ... قطعات کوچک و نامنظم سنگ قطعات ابرهاى کوچک و ... قطعات ادبى قطعات برگزيده قطعات به هم جوش خورده قطعات شکسته قطعات متلاشى قطعات مختلف گوشت لاشه ى گاو قطعات منتخب ... متبحر در گلچين قطعات ادبى متشکل از قطعات مرتبط ... را به قطعات ريز تقسيم ... ... بازيکنان بايد قطعات متلاشى و ...
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}