@قفسه@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه قفسه ... که داراى قفسه هاى قفل ... تاقچه يا قفسه بندى خانه قفسه در قفسه گذار در قفسه گذاردن قسمت جلو قفسه سينه پستانداران قفسه پايه دار قفسه کتاب قفسه کتابخانه قفسه کوچک کشودار قفسه جاى ظرف قفسه دار کردن قفسه ساز قفسه سازى قفسه سينه قفسه صدرى قفسه قفل دار قفسه قفل دار مخصوص ... قفسه يا جا کتابى ميز يا قفسه آشپزخانه وابسته به قفسه سينه