@قفل@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه قفل قفل شکن قفل شدن قفل شدن يا کليد شدن ... قفل شدنى قفل شونده به طور خود کار قفل ناشدنى قفل يا چفت را شکستن ... پيچ پيچيده شود قفل مى شود مهره قفل شو واژه هاى شامل قفل ـ (34) : 1 , 2