@قلاب@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه قلاب پر از قلاب پرده ى قلاب دوزى ... زبانه دار يا قلاب دار که بزرگ ... چنگک يا قلاب کشتى گيره يا قلاب زدن به کرم قلاب دار از قلاب باز کردن ... کرم هاى قلاب دار روده ... با قلاب ماهى گرفتن با قلاب محکم کردن بند قلاب ماهيگيرى به شکل قلاب به شکل قلاب درآوردن دو يا سه قلاب ماهى گيرى متصل ... طراحى قلاب دوزى طعمه را به قلاب ماهيگيرى بستن عضو سرکج يا قلاب مانند قايقى که با قلاب ماهى مى گيرد قلاب چند شاخه اى قلاب چه قلاب گوشت قلاب کوچک قلاب کوچک و ظريف قلاب انداز قلاب بزرگ واژه هاى شامل قلاب ـ (46) : 1 , 2
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}