@قلابى@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه قلابى چيز قلابى کوک برجسته و قلابى آدم قلابى تهيه جنس قلابى دواى قلابى دادن رسن چند قلابى ماهيگيرى زائده قلابى طاس قلابى ... که نوک آن قلابى دارد و براى ...