@قلب@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه قلب پيشوندى است به معنى دل يا قلب گل قلب مريم آماس برون شامه قلب آماس ماهيچه قلب ... قسمت از دهليز قلب که خون سياهرگى ... ... که حرکات قلب را ترسيم ... استراحت قلب در فاصله ... اطراف قلب انسداد شرائين اکليلى قلب انسداد شريان اکليلى قلب انقباض قلب به شکل قلب به شکل قلب غير متقارن تپش قلب تغيير شکل دادن قلب ماهيت کردن ثبت حرکات و ضربان قلب ثبت ضربان قلب به وسيله برق خوش قلب داراى سه چين در دريچه قلب دانش قلب شناسى دردياسوزش قلب دريچه هاى ريوى و آئورت در قلب دستگاه برقى ضربان نگار قلب دستگاه تنظيم کننده ضربان قلب دستگاه ثبت ضربان قلب واژه هاى شامل قلب ـ (64) : 1 , 2 , 3
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}