@قلب@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه قلب دوباره قوت قلب دادن رقت قلب ستاره قلب الاسد ضربان اضافى قلب ضربان قلب ضربان نبض و قلب عضله قلب غشاء خارجى قلب قساوت قلب قسمت خارجى عضله قلب قلب چپ قلب کردن قلب حروف قلب حروف هجايى براى صرف فعل قلب زنى قلب عبارت قلب ماهيت قلب ماهيت کردن قلب ماهيت يافتنى قلب مطلب بطريق منفى قلب نگار قلب نگارى قلب هدف قلب و تحريف قلب و تحريف شده واژه هاى شامل قلب ـ (64) : 1 , 2 , 3