@قلمداد@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه قلمداد گناهکار قلمداد نمودن کم ارزش قلمداد کردن کم تقصير قلمداد کردن جانى قلمداد کردن خود را به جاى ديگرى قلمداد کردن قلمداد کردن قلمداد شده ... غلط علمى قلمداد مى گردند مقصر قلمداد کردن