@قلمرو@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه قلمرو بخش يا ناحيه قلمرو کشيش کليسا به صورت قلمرو در آوردن خارج از قلمرو چيزى عقايد يا قلمرو نفوذ اشراف پروسى قلمرو پاپ قلمرو پادشاهى قلمرو کشيش بخش قلمرو کفار قلمرو اجراء قلمرو اسقف قلمرو اسقف اعظم قلمرو اسقفى قلمرو امراى دوره ملوک الطوايفى قلمرو تابعه قلمرو حکومت خان قلمرو حکومت دوک قلمرو حکومت قيصر قلمرو حکومت لرد قلمرو خلافت قلمرو دوک قلمرو دوشس قلمرو راهب قلمرو ساتراپ قلمرو ستوانى قلمرو سلطان واژه هاى شامل قلمرو ـ (41) : 1 , 2