@قمار@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه قمار پول در قمار گذاشتن اسباب قمار چرخان ... که در قمار بازى وسيله ... بارولت قمار کردن تقلب در قمار ... شرط بندى و قمار روى سهام و ... ... پول روى ميز در قمار قمار کردن قمار از روى تقلب قمار با گردو قمار باز قمار باز کم جرات قمار باز متقلب قمار بازى نگه دارنده بانک در قمار نوعى بازى قمار باطاس نوعى بازى قمار شبيه بانک نوعى قمار نوعى قمار شبيه لوتو يک نوع قمار چهار طاسى