@قنداق@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه قنداق پارچه ى قنداق از قنداق باز کردن تصوير مسيح در قنداق ته قنداق تفنگ در قنداق پيچيدن قنداق کردن قنداق تفنگ قنداق جدا شونده تفنگ يا اسلحه ... شمخال که ته قنداق آن خميده است