@قهرمان@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه قهرمان ... يا اخليوس قهرمان داستان ايلياد ... اوليسز قهرمان حماسه اوديسه ... داستانى که قهرمان آن رذل است زنى که قهرمان داستان باشد ستاره يا قهرمان تيم هاى بازى شبيه پيکويک قهرمان داستان نگارش ... قهرمان پرستى قهرمان ژيمناستيک قهرمان گاو باز سوار بر اسب قهرمان دوسرعت قهرمان و پهلوان شدن قهرمان و پهلوان وانمود کردن قهرمان وار قهرمان ورزش قهرمان يونانى جنگ تروا قهرمان يونانى فاتح آمازون ها نام قهرمان و نمايشنامه ... نقيصه يا خدشه در زندگى قهرمان
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}