@قهوه@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه قهوه کاغذ محکم قهوه اى رنگ ... اردک قهوه اى و سيه ... انواع خاک هاى قهوه اى مايل به ... ... پوست بدن را قهوه اى کردن به رنگ قهوه اى و سبزه درآوردن بوتيمار قهوه اى رنگ تشتک زير سماور و قهوه جوش درخت قهوه درخت قهوه سودانى ذغال قهوه اى رنگ خاکسترى مايل به قهوه اى رنگ قرمز قهوه اى رنگ قهوه اى کمرنگ رنگ قهوه اى روشن مايل ... رنگ قهوه اى فندقى رنگ قهوه اى مايل به قرمز ... داراى خال هاى قهوه اى يا خرمايى ... فنجان قهوه خورى قرمز مايل به قهوه اى قهوه اى قهوه اى کردن قهوه اى شدن پوست بدن ... قهوه اى مايل به زرد قهوه اى مايل به قرمز قهوه جوش واژه هاى شامل قهوه ـ (39) : 1 , 2
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}