@قهوه@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه قهوه کاغذ محکم قهوه اى رنگ ... اردک قهوه اى و سيه ... انواع خاک هاى قهوه اى مايل به ... ... پوست بدن را قهوه اى کردن به رنگ قهوه اى و سبزه درآوردن بوتيمار قهوه اى رنگ تشتک زير سماور و قهوه جوش درخت قهوه درخت قهوه سودانى ذغال قهوه اى رنگ خاکسترى مايل به قهوه اى رنگ قرمز قهوه اى رنگ قهوه اى کمرنگ رنگ قهوه اى روشن مايل ... رنگ قهوه اى فندقى رنگ قهوه اى مايل به قرمز ... داراى خال هاى قهوه اى يا خرمايى ... فنجان قهوه خورى قرمز مايل به قهوه اى قهوه اى قهوه اى کردن قهوه اى شدن پوست بدن ... قهوه اى مايل به زرد قهوه اى مايل به قرمز قهوه جوش واژه هاى شامل قهوه ـ (39) : 1 , 2