@قواعد@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه قواعد ... به اعمال قواعد زيست شناسى ... از روى قواعد هندسى کار کردن اصطلاحات و قواعد فنى با قواعد هندسى درست کردن خارج از قواعد موسيقى ... در مراعات قواعد اخلاقى و ... طبق قواعد صرف و نحوى قواعد بديعى و عروضى قواعد تبعيض آميز و ... قواعد متداول و مرسوم ... قواعد و اصول قديم ... ... اصطلاحات و قواعد زبان انگليسى مطابق قواعد دستور