@قوس@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه قوس استخوان قوس وجنه به شکل قوس ياطاق درآوردن تابش قوس و قزحى ... انحناء و قوس هاى ظريف ... زاويه مرکزى قوس دايره صورت فلکى قوس طاق يا قوس نوک تيز قوس اتکاء قوس افقى در جهت گردش ... قوس داخلى قوس داخلى طاق قوس درونى قوس قزح قوس قزحى قوس مانند قوس و فرو رفتگى ستون فقرات قوس و قزح نمايش قوس قزحى نوک کفش داراى قوس منحنى