@قول@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه قول ... و اسرا به قيد قول شرف به قول به قول معروف به قيد قول شرف آزاد ساختن خوش قول دهنده ضمانت يا بيعانه يا قول زير قول زدن شايسته نقل قول کردن علامت نقل قول قابل نقل قول قول دادن قول دهنده قول شرف قول شرف داده قول مردانه ... عبارات نقل قول شده مى ... نشان نقل قول نشان نقل قول به اين شکل نقض قول نقل قول نقل قول کردن نقل قول را تمام کردن نقل قول غلط نقل و قول تمام است وابسته به تعهد يا قول