@قياس@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه قياس کبراى قياس کبراى قياس منطقى کسى که مهارت در قياس منطقى دارد ... به وسيله قياس عقلانى فکر ... برتر از قياس بى قياس ... کلى با ذکر و قياس مخالف ... گيرى و سنجش و قياس اشياء رابطه بين دو قياس متقابل رد از روى قياس و صغرى و کبرى ... حافظه از راه قياس منطقى شى قابل قياس صغراى قياس منطقى صغرى و کبرى قياس منطقى علم قياس زمان غير قابل قياس فن قياس اوزان اتمى عناصر ... قابل قياس قابليت قياس قياس پذير قياس کردن قياس کل از جزء قياس بمکان قياس شونده قياس ضد و نقيض واژه هاى شامل قياس ـ (31) : 1 , 2
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}