@لاستيک@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه لاستيک کائوچو يا لاستيک سياه و سخت کناره لاستيک اتومبيل با لاستيک پوشاندن با لاستيک ساختن بى لاستيک جوش اکسيژن لاستيک و فلزات روکش کردن لاستيک ساخته شده از لاستيک لاستيک چرخ لاستيک اتومبيل لاستيک بادى لاستيک بادى عاج دار لاستيک تخت کفش لاستيک تويى اتومبيل ... لاستيک تويى اتومبيل و غيره لاستيک خام لاستيک دوره سفيد اتومبيل لاستيک را بوسائل شيميايى ... لاستيک زدن به لاستيک ساختگى لاستيک سخت و جوش خورده ولکانيت لاستيک مانند لاستيک مخصوص حرکت روى برف لاستيک مصنوعى لاستيک نجات غريق واژه هاى شامل لاستيک ـ (26) : 1 , 2