@لاغر@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه لاغر پا دراز و لاغر چيز لاغر گربه چشم آبى و لاغر سيامى آدم لاغر آدم لاغر و نحيف بلند و لاغر به طور نازک يا لاغر دراز و لاغر شبيه آدم لاغر اندام لاغر کردن لاغر اندام لاغر اندام شدن لاغر شدن لاغر شدن و کردن لاغر ميان لاغر و استخوانى نسبتا لاغر