@لاى@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه لاى ... مواد سبکى که لاى ظروف و مال ... از لاى زرق و برق بيرون آمده برگ سفيد لاى صفحات کتابى گذاشتن تکه چربى که لاى گوشت گذارند در گل و لاى غوطه خوردن ... را از لاى آنها گذراندن سيم چهار لاى به هم پيچيده عايق ... چوبى که در لاى شکاف کمان تعبيه ... لاى گيرى نشان لاى کتاب ... لوله شده و لاى آن شيرينى باشد يک لاى طناب