@لايه@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه لايه چرم لايه سرپنجه کفش چند لايه ابر لايه با لايه نرم يا بالشتک پوشاندن بس لايه بى لايه خاک داراى لايه هاى سخت ... داراى لايه يا طبقه در زير چيزى لايه قرار دادن زير لايه سه لايه عضو شبيه لايه قابل لايه گذارى لايه پاشنه کفش لايه پوست ساز لايه پوششى فيبرى لايه چوب پنبه ساز لايه گچى لايه گذارى لايه گذاشتن لايه کاغذ لايه کوچکى از پوست ... لايه برآرايى شده لايه بندى لايه بين دو لايه واژه هاى شامل لايه ـ (42) : 1 , 2