@لاک@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه لاک چيز لاک و الکل زده کاسه زيرين لاک پشت کاسه لاک پشت کاسه يا لاک محافظ جانور قسمت بالاى کاسه لاک پشت لاک پشت لاک پشت بزرگ خوراکى آبزى لاک پشت خوراکى سواحل فلوريدا لاک پشت دريايى لاک پشت دريايى که ... لاک پشت شکار کردن لاک پشت منقار دار لاک پشت نقب زن لاک الکل لاک الکل زدن به لاک زدن لاک مخصوص لاک و الکل لاک و الکل لاک و الکل زدن ماهى يا لاک پشت پير هر نوع لاک پشت آبى