@لباس@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه لباس ... کشباف مخصوص لباس کودکان و ... پارچه ابريشم مصنوعى لباس زنانه ... مخصوص روسرى و لباس زنانه پايين تنه لباس پرو لباس پوشنده لباس پولک و سنگ هاى بدلى زينت لباس پيراهن لباس رسمى چاک لباس چنگک لباس ... براى آويختن لباس و غيره ... چين دار کردن حاشيه لباس گل لباس گيره چوبى روى رجه لباس ... که با آن لباس هارا روى بند ... گيره لباس کسى که در لباس و رفتار از ... ... که دنباله لباس ديگرى را ... کسى که لباس چين دار مى دوزد کسى که لباس نوکرى بر تن دارد کمر لباس کيف پارچه يى محتوى لباس ملوانان کيف لباس هاى کهنه و بى مصرف آدم خوش لباس و شيک اختفاء در لباس عوضى واژه هاى شامل لباس ـ (166) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}