@لباس@3
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه لباس روى چنگک گذاردن لباس و غيره ... رقص تکه تکه لباس خود را در ... زن يا لباس کوچک اندازه زيپ لباس را کشيدن زيپ لباس را باز کردن زياد لباس پوشيدن زيب لباس سارى يا لباس زنان هندو ... شخص آقا منش و خوش لباس طراح لباس فروشنده لباس مردانه قسمتى لباس يا دستکش که ... لباس پاره پاره لباس پر زرق و برق پوشيدن لباس پشمى لباس پنبه دار و زمستانى ... لباس پوشاندن لباس پوشانيدن لباس پوشيدن لباس پوشيده لباس چهل تکه لباس ژوليده لباس گشاد لباس گشاد زنانه لباس کار واژه هاى شامل لباس ـ (166) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7