@لباس@3

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه لباس روى چنگک گذاردن لباس و غيره ... رقص تکه تکه لباس خود را در ... زن يا لباس کوچک اندازه زيپ لباس را کشيدن زيپ لباس را باز کردن زياد لباس پوشيدن زيب لباس سارى يا لباس زنان هندو ... شخص آقا منش و خوش لباس طراح لباس فروشنده لباس مردانه قسمتى لباس يا دستکش که ... لباس پاره پاره لباس پر زرق و برق پوشيدن لباس پشمى لباس پنبه دار و زمستانى ... لباس پوشاندن لباس پوشانيدن لباس پوشيدن لباس پوشيده لباس چهل تکه لباس ژوليده لباس گشاد لباس گشاد زنانه لباس کار واژه هاى شامل لباس ـ (166) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}