@لباس@4
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه لباس لباس کشباف لباس کشباف مرکب از ... لباس کن لباس کندن لباس کوتاه لباس ابريشمى لباس ارزان و دوخته لباس اسکى لباس اسموکينگ لباس افسرى لباس بارانى لباس بافته پشمى لباس بالماسکه لباس بلند و گشاد لباس تنگ لباس توى خانه بانوان لباس خانگى زنانه لباس خانه لباس خواب لباس خواب مردانه لباس خواب يا زير پيراهن زنانه لباس دادن به لباس دانشگاهى لباس درآوردن لباس دوخته واژه هاى شامل لباس ـ (166) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7