@لباس@6
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه لباس لباس شوى لباس شوى زن لباس عزا لباس عصر مردانه لباس فروش لباس فروشى لباس فضانوردى لباس لايه دار يا پنبه دار لباس مبدل لباس متحدالشکل نظامى لباس محلى لباس مخصوص پرواز در ... لباس مخصوص گردش يا استراحت لباس مخصوص مهمانى رسمى لباس مخصوص هوا نوردى لباس مردانه مخصوص چاى عصر لباس مستخدم لباس مندرس لباس نجات غريق لباس نظامى لباس هنگ لباس و خوراکى که به ... لباس و غذا و غيره ... لباس ورزش لباس ويژه شام يا مهمانى شب واژه هاى شامل لباس ـ (166) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7