@لباس@7
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه لباس لباس يا پيراهن علامت ... ... هاى تحتانى لباس و پيراهن ... لبه تزيينى به لباس لبه لباس ماشين بخار لباس شويى ... آگاهى که با لباس مبدل در باندى ... محل تعويض لباس هنرپيشه موجودى لباس موسسه طراحى لباس و مد بانوان نامرتب لباس پوشيدن نزديک درز لباس کوک زدن نوار لباس يا کلاه نوعى جامه يا لباس شب هر نوع لباس گشاد رويى يکدست لباس يقه پهنى که روى لباس مى دوزند واژه هاى شامل لباس ـ (166) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7