@لبه@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه لبه پيش آمدگى لبه بام چاقوى بلند يک لبه گارى کوتاه بى لبه کلاه تمام لبه کلاه زنانه کوچک و بى لبه کلاه زنانه لبه پهن کلاه لبه پهن کشيشان انگليس کلاه لبه پهن اسپانيولى کلاه لبه پهن نمدى سفيد ... کلاه لبه پهن و لبه آويخته کنگره چهار گوش لبه قرنيس کنار يا لبه کشتى از طرف لبه با بريدگى لبه اى با رها شدگى لبه اى با روکش لبه اى با سوراخ هاى لبه اى برآمدگى لبه طبقات سنگ بى لبه ... که بر لبه پرتگاهى ساخته ... ... ياکام و زبانه لبه تخته و امثال ... داراى گلى که لبه جامش شکافته داراى لبه تيز داراى لبه تيز کردن داراى لبه دندانه دندانه واژه هاى شامل لبه ـ (70) : 1 , 2 , 3