@لبه@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه لبه داراى لبه ضخيم داراى لبه مضرس درحالى که لبه به طرف جلوباشد درخت حسن لبه دو لبه دوختن لبه تزيينى بلباس شمشير يک لبه ى برنده ظرف لبه بلند قسمت افقى لبه پنجره لبه پشتى لبه پياده رو لبه پيش آمده کلاه لبه گذارى لبه گذاشتن لبه کارد لبه کام و زبانه لبه کنگره يى مثل تمبر پست لبه آويخته کلاه لبه آويخته کلاه يا سرپوش لبه انت هاى تحتانى ... لبه بالايى ديوار کشتى لبه بر آمده صخره مزبور لبه برگشته لبه بسيار تيز لبه به هم چسبيده بين ... واژه هاى شامل لبه ـ (70) : 1 , 2 , 3