@لحاظ@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه لحاظ ... کشتى از لحاظ بيمارى هاى ... از لحاظ از لحاظ تصدى مقام و غيره از لحاظ توده مردم به زبان ساده از لحاظ سمت از لحاظ فرض عملى از لحاظ فنى تفسيرمتون مذهبى از لحاظ ادبى و فقهى ... ... که از لحاظ دستورى کامل ... ... شناسى از لحاظ ساختمان و ... ... بايد از لحاظ تاريخى مطالعه ... ماده مقوى از لحاظ غذايى ... داخلى از لحاظ زيست شناسى ... غارها از لحاظ زمين شناسى ... ناهمگنى اعضاء از لحاظ ساختمانى