@لشکر@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه لشکر کسى که در لشکر کشى شرکت مى کند ... باره علم لشکر کشى بحث ... ... لازمه در طى لشکر کشى بحث مى ... صف جلو لشکر لشکر کشى لشکر آرايى لشکر هوايى مبحث تدارکات لشکر کشى متخصص فن لشکر کشى و تدابير جنگى