@لقاح@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه لقاح ... نوع متفاوت از طريق لقاح ... تکثير بدون لقاح به وجود ... کيفيت تخم لقاح شده اصلاح نژاد از راه لقاح متقابل ايجاد سلول جنسى قابل لقاح ... جنس مونث بدون عمل لقاح ... تناسلى ولى بدون لقاح تخم لقاح شده ... بدون عمل لقاح از سلول ... سلول گشنيده شده يا لقاح شده ... منشعب جنسى قابل لقاح ... افشانى يا لقاح با يکديگر قابل لقاح در داخل خود لقاح کردن لقاح با خود لقاح تخم و شروع رشد جنين لقاح خود به خود لقاح دو سلول جنسى متفاوت لقاح دوياچند تخم در يک تخم ريزى لقاح شونده در اثر باد لقاح متقابل لقاح متقابل کردن لقاح و بارورى به وسيله ... مربوط به لقاح با خود مربوط به لقاح يا بارورى ... واژه هاى شامل لقاح ـ (28) : 1 , 2
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}