@لنگر@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه لنگر چرخ لنگر چرخ لنگر دوار ... بادبان و لنگر طناب هاى ... با لنگر بستن يا نگاه داشتن تازه لنگر برداشته داراى لنگر آويزان شلاق لنگر برداشتن قلاب لنگر لنگر پيدا کردن لنگر گاه لنگر گاه ساحل رودخانه ... لنگر گاه طبيعى لنگر کشتى لنگر از زمين برداشته لنگر انداختن لنگر سنگين لنگر سنگين کمر کشتى لنگر قايق محوطه مخصوص لنگر اندازى ناوگان ميله گردان محور چرخ لنگر