@لوله@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه لوله خان درون لوله تفنگ ... کردن آن در لوله هى خالى از ... خط لوله داراى گل هاى لوله اى و طبقى شکل داراى شکل لوله دريچه کوچک لوله اى دهانه لوله دهنه لوله رشته فرنگى لوله لوله و کوتاه ساخته شده از لوله سر لوله آب سيم لوله چپق پاک کن شاه لوله آب شبيه لوله ... تنگستن دو لوله ى اشعه ... عوارض ياحق حمل به وسيله لوله فنر ياسيم لوله پاک کن ... مکانيکى که لوله هاى گاز ... قسمت خلفى لوله گوارش لب لوله که در لوله ... لوله پاک کن لوله پاک کن مخصوص ... لوله گذاردن در لوله گذارى لوله گرمايونى واژه هاى شامل لوله ـ (125) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5