@لوله@3
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه لوله لوله کترى و غيره لوله کش لوله کشى لوله کشى کردن لوله کشى خانه ها لوله کوچک لوله آب لوله آب گرم لوله آب آتش نشانى لوله آبکش لوله آزمايش لوله اشکال نما لوله الکترونى که در ... لوله انت هاى ميل لنگ ... لوله اى لوله اى که با آن ... لوله اى شکل لوله بخار لوله بخارى لوله بدون درز لوله تفنگ لوله جدارى لوله حمل مواد نفتى لوله خروجى بيضه لوله خميده يا شتر گلو واژه هاى شامل لوله ـ (125) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5