@ليست@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه ليست اسم کسى را در ليست سياه نوشتن ثبت شده در صورت حساب يا ليست در ليست ثبت کردن ... نامش در ليست کانديدهاى حزبى ... ليست پايين فشردنى ليست پردازى ليست اسامى ليست بالا فشردنى ليست حقوق ليست دايره اى ليست دو طرفه ليست زنجيره اى ليست متقارن ليست يا فهرست