@لکه@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه لکه لکه لکه لکه لکه کردن لکه مرکب لکه ننگ لکه نورتند رو لکه هاى خونريزى زير پوست لکه هاى سرخ بدن که ... لکه ى بدنامى لکه ى ننگ لکه يا خال ميوه لکه يا نقطه سياه در ميدان ديد لکه ياخطى که در اثر ... مقاومت در برابر لکه ... رس مخصوص لکه گيرى پارچه وجود لکه هاى زرد غير ... واژه هاى شامل لکه ـ (40) : 1 , 2