@ماده@5

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه ماده ماده اى که باعث حساسيت مى شود ماده اى که براى افزايش ... ماده اى که براى ساختن ... ماده اى که براى سفيد ... ماده اى که براى مايه ... ماده اى که در بدن ... ماده اى که در موقع ذوب نمى جوشد ماده اى که رطوبت را ... ماده اى که موجب وقفه ... ماده اى که ويتامين ... ماده اى با خاصيت قليايى ... ماده بر ماده بزاقى ماده بى حس کننده موضعى پروکائين ماده تاريخ ماده تب آور ماده تخمير ماده تخميرى بزاق ماده تخميرى حل شدنى ماده تلقيحى ماده ثابت کننده ماده ثبات به کار بردن ماده جامد ماده جذب کننده ماده حل نشدنى واژه هاى شامل ماده ـ (227) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}