@مادى@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه مادى آدم بى فرهنگ و بى ذوق و مادى ادبيات و هنر مادى ارزش مادى ... بازگشت ارواح به عالم مادى ... داراى منافع مادى براى اشخاص ... بعد مادى به صورت مادى و خارجى مجسم کردن خارج از جهان مادى خاصيت جسمى يا مادى شکل مادى بخشيدن به عاقل در امور مادى عالم غير مادى عدم توجه به عالم مادى ... اين که جهان مادى از ذرات ريز ... عنصر مادى جرم و عمل خلاف قانون عين گرايى فلسفه مادى غير مادى غير مادى کردن فلسفه خارج جهان مادى قسمت مادى يا مکانيکى هنر مادى گرايى مادى کردن مافق وجود يا جوهر مادى مافوق قوه بدنى و مادى ماوراى عالم مادى واژه هاى شامل مادى ـ (26) : 1 , 2
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}