@مازو@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه مازو پشت مازو پشت مازو بريدن پوست مازو گوشت پشت مازو کرم مازو تغذيه کننده از مازو جوهر مازو حشره پرده بال مازو داراى جوهر مازو مگس مازو مازو خوار موجد مازو نمک ياملح مازو