@ماشين@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه ماشين ... هر نوع ماشين يا دستگاهى ... چراغ جلو ماشين چرخه ماشين ... عمليات موتور يا ماشين و غيره گشت ماشين تراش ... مته را در ماشين نگه مى دارد کاپوت ماشين ... آنجا اجزاى ماشين را سوار ... کارگر روى ماشين غلتک دار ... کارگر يا ماشين نخ ريسى کرايه ماشين کلمه ماشين ... درانسان و ماشين آلات است اتاق ماشين اتاق ماشين چاپ اثر ماشين چمن زنى ... براى حرکت دادن ماشين باشد اسکنه ماشين تراش ... کار کردن ماشين آلات در ... ... براى حرکت سوپاپ ماشين با دندانه ماشين و غيره بريدن با ماشين آلات و لوازم ... با ماشين تحرير از مسافات ... با ماشين تحرير نوشتن با ماشين خرد کردن واژه هاى شامل ماشين ـ (200) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}