@ماشين@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه ماشين ... هر نوع ماشين يا دستگاهى ... چراغ جلو ماشين چرخه ماشين ... عمليات موتور يا ماشين و غيره گشت ماشين تراش ... مته را در ماشين نگه مى دارد کاپوت ماشين ... آنجا اجزاى ماشين را سوار ... کارگر روى ماشين غلتک دار ... کارگر يا ماشين نخ ريسى کرايه ماشين کلمه ماشين ... درانسان و ماشين آلات است اتاق ماشين اتاق ماشين چاپ اثر ماشين چمن زنى ... براى حرکت دادن ماشين باشد اسکنه ماشين تراش ... کار کردن ماشين آلات در ... ... براى حرکت سوپاپ ماشين با دندانه ماشين و غيره بريدن با ماشين آلات و لوازم ... با ماشين تحرير از مسافات ... با ماشين تحرير نوشتن با ماشين خرد کردن واژه هاى شامل ماشين ـ (200) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8