@ماشين@2

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه ماشين با ماشين رفتن بازشناختى توسط ماشين بررسى ماشين به قدر ظرفيت يک ماشين تراکتور يا ماشين شخم زنى ترمز ماشين جايگاه مخصوص روغن کارى ماشين خطاى ماشين خواندنى توسط ماشين دستگاه يا ماشين فشردن هوا دستورالعمل ماشين دستورالعمل هاى ماشين دنده هاى ماشين رکاب ماشين رانش ماشين راننده ماشين رل ماشين رمز ماشين روى ماشين بولدوزر کار کردن زبان ماشين ساخته شده به وسيله ماشين سقف تراکتور يا ماشين بارى ... گاهى از ماشين شنيده مى ... ... وحشى يا بوق ماشين و امثال آن صندوق پول يا ماشين دخل مغازه واژه هاى شامل ماشين ـ (200) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}