@ماشين@4
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه ماشين ماشين کپى سازى ماشين کپيه بردارى يا ... ماشين کار ماشين کبريتى ماشين کردن ماشين کره گيرى ماشين کش بافى ماشين آتش نشانى ماشين آلات ماشين آلات کارخانه ماشين آلات اوراق ماشين آموزش ماشين آهنگرى ماشين اره کشى ماشين اره باريک ماشين افزايشگر ماشين الياف باز کن پشم ماشين بارى ماشين بخار ماشين بخار لباس شويى ماشين بذرپاش دستى ماشين برش ماشين برف پاک کن ماشين بوجارى ماشين تکان دهنده واژه هاى شامل ماشين ـ (200) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8