@ماشين@5

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه ماشين ماشين تکثير ماشين تحرير ماشين تحرير برقى ماشين تحرير خود کار ... ماشين تحرير راه دور ماشين تحليلى ماشين تدريس ماشين تراش ماشين تهيه رونوشت ماشين تورينگ ماشين ثبت خريد و فروش ... ماشين ثبت شرط بندى اسب دوانى ماشين ثبت مخابرات تلگرافى ماشين جمع ماشين جمع زنى ماشين جوجه کشى ماشين جوشکارى ماشين حروف ريزى که ... ماشين حروف ريزى و حروف چينى ماشين حساب ماشين حساب الکترونى ماشين حسابدارى ماشين حفارى ماشين حلاجى پشم و ... ماشين خاک کش واژه هاى شامل ماشين ـ (200) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}