@ماشين@6
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه ماشين ماشين خارزنى ماشين خرمن کوب ماشين خرمن کوبى ماشين خشک کنى ماشين خود کارى که ... ماشين خودکار ماشين خودکارى که پول ... ماشين خودرو ماشين خيش يا شيار ماشين درو ماشين درو و باقه بندى ماشين درو و خرمن کوبى ماشين دو فازه ماشين دوزندگى ماشين رخت شويى ماشين ساز ماشين سقف دار ماشين سنگ برى ماشين سنباده زنى و صيقل کارى ماشين سوار ماشين سوارى ماشين سيم پيچ ماشين شانه زنى ماشين شخم زنى و علف هرزه کنى ماشين شش چرخه واژه هاى شامل ماشين ـ (200) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8